
برچسب: دلم گرفته,
نویسنده: ونوس جوی
باز آ باز آ هر آنچه هستی باز آ
گر کافروگبر وبت پرستی باز آ
این درگه ما درگه نومیدی نیست
صد بار اگر توبه شکستی باز آ
ابوسعید ابوالخیر
برچسب: ابوسعید ابوالخیر,بازآ,شعر,
نویسنده: ونوس جوی
پس این ها همه اسمش زندگی است....
دلتنگی ها ،
دلخوشی ها ،
ثانیه ها ،
دقیقه ها....
حتی اگر تعدادشان ،
به دو برابر آن رقمی که برایت نوشته ام برسد !
از : حسین پناهی
برچسب: حسین پناهی ,سعر زیبا ,اشعار, شعر,
نویسنده: ونوس جوی
دلمون هندونه
فکرمون هندونه
رنجمون هندونه
با یه دست سرنوشت...
یکی شو برداریم بسه...
از: حسین پناهی
برچسب: حسین پناهی ,سعر زیبا ,اشعار, شعر,
نویسنده: ونوس جوی

برچسب:
نویسنده: ونوس جوی
در اَشکال ، خط مستقیم از هر شکلی به حقیقت نزدیک تر است ،
چون بی انتهاست !
به آخرش مطمئنن نخواهم رسید ....
مطمئنن !
پس چرا می روم ؟
چرا ؟
چون رسالتم در رفتن است.
چه در سطح
چه در ارتفاع .
در سطح با دل و در ارتفاع با ذهن .
به دنبال چه ؟
درختان می گویند بهار
پرندگان می گویند ، لانه
سنگ ها می گویند صبر
و خاک ها می گویند مصاحب
و انسان ها می گویند «خوشبختی»
امّا همه ی ما در یک چیز شبیهیم ،
در طلب نور !
ما نه درختیم
و نه خاک .
پس خوشبختی را با علم به همه ی ضعف هامان در تشخیص ،
باید در حریم خودمان جستجو کنیم ،
خوشبختی ای که کلمه نیست !
زیرا طَلَبش ، قبل از کشف کلمه ،
همراه انسان متولّد شده است .....
از : حسین پناهی
برچسب: حسین پناهی ,سعر زیبا ,اشعار, شعر,
نویسنده: ونوس جوی
اگر کسی تو را با تمام مهربانیت دوست نداشت ...
دلگیر مباش که نه تو گناهکاری نه او
آنگاه که مهر می ورزی مهربانیت تو را زیباترین معصوم دنیا می کند ...
پس خود را گناهکار مبین
من عیسی نامی را میشناسم که ده بیمار را در یک روز شفا داد ... و تنها یکی سپاسش گفت!!!
من خدایی میشناسم که ابر رحمتش به زمین و زمان باریده ...
یکی سپاسش می گوید و هزاران نفر کفر !!!
پس مپندار بهتر از آنچه عیسی و خدایش را سپاس گفتند ...از تو برای مهربانیت قدردانی میکنند.
پس از ناسپاسی هایشان مرنج و در شاد کردن دلهایشان بکوش...که این روح توست که با مهربانی آرام میگیرد
تو با مهر ورزیدنت بال و پر میگیری ...
خوبی دلیل جاودانگی تو خواهد شد ...
پس به راهت ادامه بده دوست بدار نه برای آنکه دوستت بدارند ...
تو به پاس زیبایی عشق ، عشق بورز و جاودانه باش --
برچسب: متن زیبا,
نویسنده: ونوس جوی
من زندگي را دوست دارم
ولي از زندگي دوباره مي ترسم !
دين را دوست دارم
ولي از کشيش ها مي ترسم !
قانون را دوست دارم
ولي از پاسبان ها مي ترسم !
عشق را دوست دارم
ولي از زن ها مي ترسم !
کودکان را دوست دارم
ولي از آئينه مي ترسم !
سلام را دوست دارم
ولي از زبانم مي ترسم !
من روز را دوست دارم
ولي از روزگار مي ترسم!
من مي ترسم پس هستم
از: حسین پناهی
برچسب: حسین پناهی ,سعر زیبا ,اشعار, شعر,
نویسنده: ونوس جوی